الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
48
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
باشد ايراد شده است كه ضبط مزبور منحصر به دئل است و از ايراد مزبور پاسخ داده شده است كه دئل نام قبيلهاى است و از اعلام منقولى است كه از فعل به اسم نقل داده شده است و اسم ابو الاسود دئلى بوده است و هرگاه احتمال داده شود كه نام جنبندهاى است شبيه به موش خرما بهطورىكه همين نظريه را بعضى از ادبا در ذيل شعر كعب بن مالك كه در جنگ مدينه به توصيف لشكر ابو سفيان پرداخته و گويد : جاءوا بجيش لو قيس معرسه * ما كان الا كمعرس الدئل با لشكرى به جنگ همىخاست پور حرب * جايش بهقدر جايگه ابن عرس نيست پس چرا كلمهء مزبور را منقول از فعل ندانيم ليكن شاذ و دور از اصطلاح است . مؤلف گويد : اينكه جاربردى گفته « دئلى اسم ابو الاسود بوده است » نادرست است ، بلكه دؤل نام قبيلهاى است و دئل بر وزن مثل نام جنبندهاى شبيه موش خرما . آنچه از پاسخ ايراد معروف است آن است كه دئل منقول از دأل يدأل دألا و دأآلا و كلمه دأل را عرب در هنگام جابجايى و تحرك به كار مىبرد و مؤلف مناهج گفته است : دئل از اصل دأل يدأل دألا و دألانا به دست آمده و دألا در موقعى استعمال مىنمايند كه انسان جورى حركت كند كه گويا بار سنگينى را بر دوش گرفته است و براثر سنگينى آن بار گامها را نزديك به يكديگر برمىدارد . و ممكن است پاسخ از رئم را به همان نحوى داد كه از دئل پاسخ داده شد يعنى از نظر خلاف قاعده و نقل بودن و درعينحال بيرون از تأمل نمىباشد . جاربردى پس از اين گفته است : رئم نام نشيمنگاه است و وعل هم لغتى در الوعل ( بز كوهى ) ، و از اين دو هم پاسخ داده شده است كه از اعلام منقول از افعالند از قبيل تنوط و تبشر كه نام دو پرندهاند . اصمعى گويد : اين پرنده را ازآنجهت تنوط گفتهاند كه نخهايى از شاخهها مىآويزد و سپس لانه خود را به وسيلهء آنها تنظيم مىنمايد و تخمگذارى مىكند « 1 » .
--> ( 1 ) - دميرى در حيات الحيوان مىنويسد : تنوط ، به ضم ، يا فتح تا و كسر واو و يا فتح تا و نون و واو مشدد مضموم ، نام پرندهاى است كه اصمعى طرز لانهسازىاش را ذكر كرده و از خواص اين حيوان است كه چون شب فرارسد در گوشههاى لانهء خود چرخ مىزند و از بيم جان ، تا بامداد قرارى ندارد و -